ورودیه___ پست ثابت
و مردي که مرحوم شد ....
اما تو هميشه زنده مي ماني ...

سیراب شو این عشق چشیدن دارد پرواز کن این بام پریدن دارد
می خواهم از این برج به پایین بپرم لذت ببر این منظره دیدن دارد
نشوی خسته ز مهجوری ما___-___خوش بود دوستی و دوری ما
و مردي که مرحوم شد ....
اما تو هميشه زنده مي ماني ...

سیراب شو این عشق چشیدن دارد پرواز کن این بام پریدن دارد
می خواهم از این برج به پایین بپرم لذت ببر این منظره دیدن دارد
هر چه بر من گذشت حقم بود
من از این بیشتر سزاوارم
تو گناهی نداری ای زیبا
مرگ بر من که
دوستت دارم
من باشم و وی باشد و می باشد و نی
من گه لب وی بوسم و وی گه لب می
وی مست زمی گردد و من مست ز وی!
خدا حافظ
مرا ، رها کن و بگذر دگر ، خدا حافظ همین غریبه و این در به در، خدا حافظ
تو مثل خواب قشنگ کبوتران بودی و من پرندۀ بی بال و پر، خدا حافظ
تو مثل شهر دوچشمانت آسمانی و پاک و من غریبه و من رهگذر،خدا حافظ
تو آن رها شده در اوج آسمان امید من این اسیر پر از درد سر ،خدا حافظ
تو آن شکوه تماشایی نجابت و عشق من این کمینه ترین بی خبر،خدا حافظ
میان این همه بی عاطفه شکسته دلم زمن نمانده دلی شعله ور ،خدا حافظ
برو عزیز دلم رو به سمت خوشبختی من و غریبی و این چشم تر ،خدا حافظ
دعات می کنم اینک،همیشه باشی سبز برو ، برو به سلامت سفر ، خدا حافظ
به سلامت سفر ،
خدا
حا
فظ ...
گفتی که مرا دوست نداری، گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده گفتی که نه، باید بروم، حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو، خدا پشت و پناهت، به سلامت بگذار بسوزد دل من، مسئله ای نیستو اما امروز...
با تو بوده ام.....هميشه و در همه جا
با تو نفس کشيده ام.....با چشمان تو ديده ام
مرا از تو گريزي نيست....
چنانکه جسم را از روح و زمين را از آسمان و درخت را از آفتاب
تو دليل من براي حيات بودي و هستي
و چنان با اين دليل زيسته ام که باور کرده ام
علت بودن من تو هستي
پاسخ من به آغاز و پايان زندگي اين است:
هميشه با تو....
داستان زندگی من قصه ایست که متن آن وجود توست، و پایانش نبود تو
مرد
یکی دیگه به دنیا اومد
عاشق شد
به دنیا اومد
نمرد
نمرد
نمرد
نمرد
نمرد
نمرد
نمرد ...
من همسفر شراب از زرد به سرخ من همره اضطراب از زرد به سرخ
یک روز به شوق هجرتی خواهم کرد چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ